العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
619
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
فرمودند : ثم قست يعنى دلهاى شما غليظ و خشك گرديده و خير و رحمت از آنها رخت بر بسته است ، اى جماعت يهوديان دلهاى شما بعد از ديدن اين همه آيات روشن در زمان موسى عليه السّلام و از اين معجزاتى كه در زمان محمد صلى اللَّه عليه و إله مشاهده كرديد باز نشد و مانند سنگ سفت شده است و چيزى در آن اثر نمىكند . اى جماعت يهود سخن حق در شما اثرى ندارد ، شما نه حق خداوند را از اموالتان مىدهيد و نه صدقهاى پرداخت مىكنيد ، و نه كار نيكى انجام مىدهيد ، و نه از مهمانى پذيرائى مىكنيد ، و نه غم از دل كسى مىزدائيد و نه اخلاق و عواطف انسانى داريد . او اشد قسوة يعنى دل آنها از سنگ هم سفتتر است ، و يا أشد قسوة يك معنى مبهم دارد كه شنوندگان او را خوب تميز نمىدهند و براى آنها به خوبى روشن نشده است ، همان گونه كه گويندهاى مىگويد من نان خوردم و يا گوشت . در اين جا مقصود گوينده اين نيست كه بگويد : من نمىدانم چه خوردهام ، بلكه مىخواهد با ابهام به شنونده برساند كه نمىداند چه خورده است اگر چه مىداند چيزى را خورده است معنى آيه هم « بل اشد قسوة » نيست زيرا كه استدراك در اين جا غلط مىباشد . زيرا خداوند مطلبى را به غلط نمىگويد تا بعد آن را استدراك كند و درستش را بگويد براى اينكه خداوند عالم به گذشته و آينده مىباشد ، و چيزى كه نخواهد شد اگر وجود پيدا كند چگونه وجود پيدا مىكند ، و استدراك فقط براى بشر ناقص مىباشد . خداوند در جمله « فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ » ، اشد قسوة را اراده نكرده ، زيرا اين تكذيب اولى به دومى مىباشد ، زيرا پروردگار در اين جا مىفرمايد آن دلها مانند سنگ هستند در شدت ، نه سختتر از آنها و نه نرمتر ، و هر گاه بعد از اين گويد او اشد از قول اول عدول كرده است كه آن اشد نيست . اين مانند آن است كه كسى مىگويد : از شما خيرى نخواهد آمد نه كم و نه زياد ، خداوند متعال در اولى مطلب را مبهم گذاشت و فرمود : او اشد ، ولى در دومى